صفحه اصلي
بيانيه ها
گزارشات
زندانيان
انتشارات
انتشارات زندان
کمپين
درباره ما
تماس با ما
ٍEnglish
::
::
::
::
::
::
::
::
::
گزارشات :
>>
زندانيان :
درباره ما :
انتشارات :
انتشارات زندان :
>>
>>
>>
>>













<<
<<
<<


>>
<<

اساسنامه
مرامنامه
فرم عضويت
کليه حقوق اين سايت محفوظ مي باشد
استفاده از مطالب اين سايت با ذکر منبع مجاز ميباشد و هر گونه دخل و تصرف در مطالب ممنوع مي باشد
زندانيان سياسي
زندانيان عقيدتي
زندانيان امنيتي
زندانيان عادي
ليست ماهانه زندانيان
ليست ماهانه دانشجويان
ليست ماهانه اعدام
گزارش فصلي
نامه هاي زندان
مقالات زندانيان
بيانيه هاي زندانيان
اخبار زندان
بيانيه هاي مجموعه
بيانيه هاي مشترک
مصاحبه با رسانه ها
از ديگر نهاد هاي همراستا
بيانيه هاي مجامع حقوق بشري
کنوانسيون ها
گالري عکس
کمپين
بخش هاي ديگر :

فعالان حقوق بشر در ايران
به نام آزادي
دانشجويان
زنان
کارگران
اصناف
روزنامه نگاران
اقليت هاي قومي
اقليت هاي مذهبي
Tel : 021 - 27859131 | Fax : 1-586-816-0537 | Email : Info@Hra-Iran.Org
دانشگاه آزاد اسلامي با بيش از نزديک به 25 سال سابقه حضور در صحنه دانشگاهي و به عنوان بزرگترين شبکه دانشگاهي در ايران و بلکه در جهان اما هيچ گاه در عرصه فعاليتهاي مدني و تشکل ها حضوري موفقيت آميز نداشته است.
اگر چه دانشگاه آزاد از نظر آماري بزرگترين جامعه دانشجويي کشور را دارا مي باشد اما بررسي عدم موفقيت اين دانشگاه در گستره فعاليتهاي مستقل دانشجويي به مانند دانشگاههاي دولتي در زاويه نگاه اين مقاله مي باشد.
دانشگاههاي دولتي و به وبژه دانشگاه تهران به عنوان دانشگاه مادر در ايران نوين با سابقه اي بيش از 70 سال همواره ملجاء فعاليت هاي دانشجويي و عرصه نقد و بررسي و صدور تئوري ها و نظريه هاي دانشجويي در ايران بوده است.
شايد از ديدگاه تاريخي بتوان دليل رشد اين فرآيند بر اين دانشگاه به عنوان نماينده اي از دانشگاههاي دولتي در ايران  به دليل نوع نگاه حاکم بر فضاي آن و اجازه فعاليت و رشد و اعلام حضور به تمام دانشجويان در اين دانشگاه دانست که اين شرايط و همچنين آموزش کار گروهي در بستر دانشگاهي سبب توسعه و رشد و اعتلاي دانشگاه نيز شده است کما اينکه شاهد اين امر نيز هستيم.
دانشگاه هاي دولتي با سابقه حدود 40 ساله اي که در عرصه انجمن هاي اسلامي
(1) در بطن خود داشته و دارند همواره مکاني براي واکنش به کنش هاي سياسيون کشور بوده و هستند اما چيزي که شايد در اينجا از اذهان دور مي ماند مدت زمان نسيتا طولاني است که از زمان تاسيس دانشگاه تا تاسيس انجمن هاي اسلامي به آموزش کار گروهي ( در غالبي نه الزاما سياسي ) در اين دانشگاهها پرداخته شده است.
اين امر بديهي و روشن است که براي تشکيل و تاسيس هر انجمن و يا هر دسته و گروهي بايد پيش از آن اعضاي عضو از حداقل تفکر ها و اصول و اساس کارهاي گروهي دراين ساختار آگاه باشند ، در اين شرايط دانشگاه که به عنوان مکاني براي آموزش مديران فردا در يک کشور است وظيفه دارد که در کنار آموزش حرفه اي و تخصصي به آموزش زندگي در غالب جامعه ( اگر چه در ساختاري کوچکتر به مانند تشکل يا انجمن ) بپردازد ، آموزشي که مي تواند در بستر بک گروه تئاتر يا شعر يا موسيقي و يا به مانند اينها شکل گيرد.
در اين شرايط دانشگاههاي دولتي با پشتوانه آموزش چندين ساله و بلکه چندين دهه و نهادينه کردن فرهنگ کار گروهي و خرد جمعي و به وبژه پيوند دادن افراد با کاري که توسط آنها انجام مي شود امروزه مي توانند تشکل هايي پايدار و قدرتمند و ريشه دار را در فضاي دانشگاهي خود شاهد باشند به نحوي که حتي با توقيف شدن يک نشريه در هريک از دانشکده ها شاهد اعتراض گسترده دانشجويان به اين امر بوده و هستيم و اين تنها به دليل آگاه بودن فضاي دانشگاه نسبت به کار گروهي و هزينه هاي پرداخت شده براي عمل منع شده خود مي باشد
.(2)
اما در مقابل در دانشگاه آزاد اسلامي به دليل اينکه راس مديريتي اين نهاد دانشگاهي همواره از بدو تاسيس داراي گسستي لاهوتي با بدنه  بوده و اينکه هيچ گاه به دانشجوبان به چشم يک قشر تاثير گذار و اينکه قرار است فردا به عنوان اعضاي موثر اين جامعه به خدمت مشغول شوند نگاه نشده است شاهد عدم حضور هر گونه جامعه مدني به صورت يکدست در اين دانشگاه هستيم.
شرايطي که دانشجويان حتي پس از سالها تلاش و دوندگي براي کسب مجوز براي تشکل خود در صورت توقيف آن تشکل شايد بتوان گفت که عملا هيچ گونه اعتراض موثري را در اين زمينه نخواهند داشت.
آنچه که امروز بيش از همه شايد باعث ابراز تعجب شود حضور تعدادي از تشکل هاي دانشگاه آزاد در کنار تشکل هاي دانشگاههاي دولتي است که براي مثال شاهد حضور و اعلام همبستگي دانشجوبان تشکل کانون وحدت و انجمن اسلامي دانشگاه آزاد تبريز در کنار اعتراض و اعتصاب غذاي دانشجوبان دانشگاه سهند و همچنين حضور انجمن اسلامي دانشگاه آزاد مشهد در کنار دانشجويان دانشگاه فردوسي بوديم ، اما آنچه که حائز اهميت است حضور مداوم و مستمر دانشجويان دانشگاه آزاد در جريان جنبش دانشجويي کشور است که متاسفانه به عقيده نگارنده تا نهادينه نشدن فضاي کار گروهي و جامه مدني اعم از حضور مستمر تشکل ها و انجمن ها ( علمي و ادبي و سياسي و شعر و موسيقي و ....) و حتي گستره نفوذ نشريات مداوم و پايدار در اين دانشگاه نمي توان به اين حرکتها به عنوان حرکتهايي مستمر و مداوم نگاه کرد و بيشتر به حرکتهاي مقطي که تابع زمان و حضور افراد خاص با گذشت زمان مي باشد شبيه مي باشد کمااينکه با نگاهي به روند حرکت جنبش دانشجويي در اين دانشگاه مي توان به شدت افتان و خيزان بودن اين حرکتها پي برد.
اما از زاويه اي ديگر دانشگاه آزاد به عنوان نهادي بسيار جوان در مقايسه با دانشگاههاي دولتي است و آنچه که باعث فرصت اندوزي فعالين دانشجويي اين دانشگاه مي شود وجود تجربيات ارزشمند دانشجويان دولتي است که در گذر زمان و شرايط مختلف و با صرف هزينه هاي گزاف بدست آمده و با اندکي تيز بيني مي توان از پرداخت مجدد اين هزينه ها و هدر دادن وقت جلوگيري نمود.
پيوند و ايجاد پلهاي ارتباطي دو محيط دانشجويي آزاد و دولتي نه تنها اثري منفي نخواهد داشت بلکه باعث رشد و اعتلاي حقيقي هر دو دانشگاه خواهد شد به شرطي که در اين راستا دانشجويان دانشگاه آزاد نگاهي نيز به فضا سازي درون دانشگاه خود داشته باشند.

(1) در اين مقاله انجمن هاي اسلامي به عنوان فصل جديدي از فعاليت سياسي دانشجويان در دانشگاهها در نظر گرفته شده است.
(2) به هيچ وجه سعي در ترويج و يا راه اندازي اغتشاشات دانشجويي دردانشگاه آزاد نشده است بلکه مقصود نگارنده  آگاهي و بيداري جو دانشجويي دانشگاه دولتي در مقابل تضييع حقوق مي باشد.




- سيد مهدي خدايي دبير سابق انجمن اسلامي صداي دانشجو دانشگاه آزاد شهر ري

-واحد دانشجويي مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران

Human Rights Activities in Iran
تاريخ :9/3/87
شماره :757 - 87
لزوم گرايش به توسعه جامعه مدني در دانشگاه آزاد اسلامي